دغدغه های خانم مشوش

منبع انرژی مثبت جهان باش! دنیا نیارزد به آنکه پریشان کنی دلی را...

اصن کف کردم لامصب

رفته بودیم سینما ۵ بعدی

اصن اونقد طبیعی و با کیفیت بود داشتم ذوق مرگ میشدم یک حس غروری منو دربرگرفته بود ول نمیکرد

.مثلا خواستیم تخلیه انرژی کنیم یکم جیغ بزنیم دو تا از فیلم ترسناکاشو انتخاب کردیم

۱.نشستیم یک پسر بچه ی خیلییییی بانمکی پشتمون بود که یکجا دیدم صحنه تاریکه برگشتم یکی کوبیدم پس کلش (خوب شد ننه باباش نبودن از تو تلویزیون دم در ببینن مارو)

۲. از اول تا آخر داشت میگفت عروس ننم میشی! حالا روحه داشت خودشو جر میداد مارو بترسونه

۳. دایناسوره اومد تو پوزم داد زد دو چیکه آب از دهنش تو فیلم زد بیرون اینا یک تشت آب خالی کردن رو سرمون:-\ 

۴. عینکه اونقدر کثیف بود هر چند دقیقه شیشه پاک کنشو میزدیم

۵. ی جا روحه اومد تو پوزم خندید بعدم شبیه زامبی شد اونقدر خندیدم که نفهمیدم نصف فیلم چی شد

۶.نصف دیگه ی فیلمم با یک چشمم بالارو میدیدم با یکی پایینو قاطی کردم نفهمیدم چی شد 

۷. روحه اونقدر مسخره یود که خواهر جان میگه المی مون بیشتر شبیه روحه تا تو خاک بر سر

۸. پاهامو چون صندلی های جلو خالی بود گذاشته بودم رو دسته هاش بعد فیلم فهمیدم موقع موشا و سوسکاو ملخا یک چیزایی از زیر پا رد میشن که بنده ریلکس نگا جیغ زدنای بقیه میکردم فکر کردم دیوونه شدن

۹. وقتی اومدیم بیرون نمیدونم چرا نصف مردم مثه بز نگامون میکردن نصفم نیششون باز بود :-\ 

۱۰. خدایی فکر نمیکردم اینقدر با کیفیت باشه فیلماشون 

۱۳ موافق ۰ مخالف
یعنی من داغانه فیلم ترسناکم
مخصوصا اگه یه ادم ترسو پیشم باشه
اینقدره مسخره بازی و خنده میکنیم که پهن بشیم
:)))
خدایا این شادیهارو از مانگیر

:))) مام دائم درحال مسخره بازی بودیم :-D 

:-)))) خیلی باحال تعریف کردین
منم رفتم ولی مرا با ترن هوایی بود
حال میده واقعا

:))

جمله دومو خدایی نتونستم معنی کنم:)))

یه انتقاد ناراحت نشیدها .
پستهاتون  قشنگی وجذابیت قبل رو نداره 

راحت باشید

بله بلاخره هر کسی یک بالا پایینایی داره نوشته هاش:-) 

غلو نداشتی؟ راس بوگوها:|
خخخ

:-D چرا»___«

با توجه به طول عرض ارتفاع و زمان/ مکان
من هنوزنفهمیدم بعد پنجمی که‌توی سینما چپوندن چطوریاس :|

:)))) راس میگی هااا پنجش چیه؟؟

ماشالله فکر کنم اون جورى که تو تعریف کردى ده بعدى بوده نه پنج بعدى 
در هر صورت خوش باشى:)

:-D  پنج بعدی هم زیادش بود والا

شماهم:-) 

آنان که زما دور ولی در دل وجانند 
بسیارگرامی تراز آنند که بدانند

هان

خدا ورت نداره *_*

:-D 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
وقتی زندگی صد دلیل برای گریه کردن به شما نشان می دهد،
شما هزار دلیل برای خندیدن به آن نشان دهید.

+همه که شاعر و اهل ادب نیستند...
یکی هم ممکنه یک روزانه نویس ساده باشه همچون اینجانب
پیوند های روزانه
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان