دغدغه های خانم مشوش

منبع انرژی مثبت جهان باش! دنیا نیارزد به آنکه پریشان کنی دلی را...

باعث افتخارن:-)

این سه خواهر رو باید الگو قرار داد

مخصوصا کسایی که‌با وجود بودن کنار پدرو مادر به راه های انحرافی کشیده‌ میشن

اینا هم میتونستن از راه حرام خیلی راحت پول دربیارن

بدون مشتو لگد خوردن

بدون سختی کشیدن

وقتی میرفتن شیرازو اصفهان کی میفهمید که کجا میرن؟!

ولی جنگیدن برای زندگیشون برای خوشبختی و رفاهی که الان دارن


بهشون حسودیم شد به قلب پاکشون به مهربونی و تلاش و ارده شون

و بیشتر به الهه حسودیم شد

من اگه پدرم بعد پونزده سال دوری میومد به دیدنم

و بیخیالو حق به جانب برخورد میکرد

همونجا یک کلمه میگفتم بخشیدم ولی نه از ته دل (البته این یک کلمه نیس:دی)

و اصلا نمیگفتم که پدرم باید منو ببخشه!!!

چیو ببخشه؟! اینکه ترکمون کرد؟! اینکه زرتی رفت مزدوج شد دوباره!!!! یا اینکه هیچ ردو نشونی از خودش نذاشت برای بچه هاش!


بازم آدم تو موقعیتش باید قرار بگیره

ولی این حق رو دیشب به الهه و مرضیه میدادم که بخوان دیر ببخشن


+ این خواهرا مخصوصا الهه و شهربانو از خیلی از مردای سرزمینمون مردترن


++اونقدری از عصر متاثر شدم که نتونستم ساکت بمونم:-)


۶ موافق ۰ مخالف
همین که تحت تاثیر قرار گرفتی عجیبه :|

بحححح بحححح:))))


عمو آلبرت اومده:))))
داشتیم ناامید میشدیم از برگشتتا:))

سلام المی
دلم برات خیلی تنگ شده ، امیدوارم حالت فوق العاده عالی باشه 

سلام گوگولی:)

منم دلم برات تنگ شده عزیزم:-)

منم خیلی گریه کردم موقع تعریف کردناشون 
خیلی اذیت شدم 
خودمم ی جورایی مثل اینا هستم ، به سختی رسیدم به این جایگاهم

عزیزم:-)


خیلی سخته خیلی

عالییی

تلف نشدی از بس نوشتی عالی؟! 

غبطه و غبطه و غبطه :) 
خدا حفظشون کنه.نمونه‌ی کامل یک زنِ قوی و رنج‌کشیده بودن...

شیرزن:-)

دلم برای دل الهه سوخت...

اوهوم منم

عه من ندیدم -______-

خیلی قشنگ بود شمدی:-)

بله درست میفرمایید...

البته این حسودی شما حسودی رسیدن به کمال هست نه به خود شخص ایشون و این نوع حسودی برای رسیدن به خوبی ها خیلی خوبه...

آره بعضی حسادتا خوبن

من به تلاش امیدواریشون غبطه خوردم و اینکه بهیپ وجه از گذشتشون فراری نبودن 

محشرن:-)

ولی من این حق رو بهشون میدادم که تا ابد نبخشن! و من اگه بودم تا ابد نمیبخشیدم! حتی به زبون!

بالاخره پدره آدم یهو دلش نرم میشه

ولی بهشون حق میدم پونزده سال نخوان ببیننش

بیشتر ناراحت مادرشون شدم که اصل سختی رو اون کشید اما جز الهه هیچ کدومشون اسمشو نبردن که هیچ،تازه پر رو پر رو برگشتن میگن پدر ما قهرمان زندگی ماست و باعث این موفقتیای ما الگو بودن اونه
!!! ماه عسلم نکرد مادره رو حداقل دعوت کنه!!!

آرهه دیشب به مامان همینو میگفتم

علاوه بر اینکه نیومده بود حرفی هم ازش نمیزدن:-/
وقتی هعی میگفتن‌پدرم پدرم میخواستم سرمو بکوبم به دیوار

هرچقدر اینا باعث افتخار بودن از پوچی علیخانی حالم بهم خورد. 
دیگه نمیبینم این برنامه رو

علیخانیو که کلا ولش کن

جوگیرِ جو دهنده ی پیزوری:-/

ایول واقعا 
ی همچین ادمایی خیلی خوبن 

عالین:-)

حس میکنم شب خوابم نبره :|
این چپیه سابقه قتلی چیزی نداره؟!


ولی شوخی میکنم، درسته باعث افتخارن

:)) 

اون چپیه بعد رفتن پدرشون مرد خانواده بوده برا همین مردونه شده هم رفتارش هم حالتاش


بابا چشمارو نگاه کن :|
انگار دعوا دارن :|

راه رفتنو حالت نشستنشونو میدیدین چی میگفتین:))

نه داستان زندگیشون رو نمیدونم، عکس رو میگم

واح :))

طفلکا به این نازی

چه ترسناکه :|

چی؟! یا کی؟!

دیدینشون؟!
دردناک بود خیلی

قضیه چیه؟

سه تا خواهرن قهرمان ووشو

از زندگیشون گفتن
طولانیه ولی خواستی بدونی اینارو بخون
http://www.dustaan.com/خلاصه-قسمت-ششم-ماه-عسل-96/

و یکی امشب

http://www.dustaan.com/خلاصه-قسمت-هفتم-ماه-عسل-96/

://///
  المی متنبه می شود

برای اولین بار :))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
وقتی زندگی صد دلیل برای گریه کردن به شما نشان می دهد،
شما هزار دلیل برای خندیدن به آن نشان دهید.

+همه که شاعر و اهل ادب نیستند...
یکی هم ممکنه یک روزانه نویس ساده باشه همچون اینجانب
پیوند های روزانه
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان