دغدغه های خانم مشوش

منبع انرژی مثبت جهان باش! دنیا نیارزد به آنکه پریشان کنی دلی را...

بچه های پرتوقع

یک چیزی که بعضی وقتا خیلی میره رو اعصابم در مورد پسر همسایه

اینه که پدر مادرش خیلی به خواسته هاش بها میدن

تا ت توپ رو میگه یک توپ تو دستشه تا د دوچرخه رو میگه یک دوچرخه تو بغلشه

بچه رو اونقدرر پرتوقع بار آوردن که وقتی با ما که غریبه ایم هم حرف میزنه نصف حرفاش دستوریه

امروز داغ کردم و به مادرش گفتم که بچه رو پرتوقع بار آروردین

هیچ کاری که یاد نداره انجام بده هگبه کنار دائم درحال دستور دادنه

اونروز شیش لیوان آب رو تو دوساعت کثیف کرده بود

بهش میگم وقتی آب میخوری باید بشوریشون

میگه من تازه کم کثیف کردم تو خونمون همه ی لیوانارو کثیف میکنم ولی مامانم بدون حرفی میشورتشون

منم چون خیلی انسان مهلبون و گلی هستم همچون زن تناردیه این بچه رو گرفتم به کار

و تا ظهر انواع کارا رو بهش یاد دادم

یاد نداشت اسکاچ دستش بگیره هعی از دستش میوفتاد :-\ 


گاهی به معلمای اینا فکر میکنم مغزم سوت میکشه طفلکا از دستشون چی میکشن

همه از خود راضی، پرتوقع ، خدای جذابیت 

تازه حرف هیچکس جز خودشون رو هم قبول ندارن


بچه هاتونو سعی کنین اینطوری بار نیارین خودشون پس فردا تو جامعه صدمه میبینن

مردم که ملاحضه ی بچه تونو نمیکنن میزنن با خاک کوچه کتلتش میکنن اونوقت شکست های زیادی رو تو زندگیش باید تحمل کنه( که اگر طاقت تحملشو داشته باشهو معتادی چیزی نشه)


۱۳ موافق ۰ مخالف
ببین فقط اومدم بهت بگم منم هستم . نظری هم ندارم فقط دوست دارم همین جور نوشته هاتو بخونم .
احساس کردم به عنوان یه نویسنده حق داشته باشی بدونی کیا نوشته ها می خونن ..!
خیر سرم اومده بودم برای وبلاگم مخاطب جمع کنم شدم مخاطب همه ی بر و بچه ها ..
ممنون بازم پست بزار ..!
.
.
.
راستی وقت کردی به وب عکسای منم بیا . نظرتم راجع بهشون بگو ببینم دوست داشتی ..!
خدایی ضایع بود بدون حرفی از وبم می رفتم ! ناراحت میشد خو ..!

همین هم کلیه که لطف کردینو نظر گذاشتین:-) 

موتوچکرم:-) 

سعی میکنم حتما بیام

تک فرزندیه جانم تک فرزندی
همه چیز زندگی محیاست

مادرو پدرهای نسل دهه 90 که همه بالای 30سال
لابد باباهه کارو خونه رو داره
مامانه هم چنان جاهازی اورده که مامان خودش بعد 30 سال هنوز داره تکمیل میکنه
دارن
مثل زمان ما نبود که یه دوچرخه بودو عره و عوره و شمسی کوره
وقتی میگیم نسل سوخته یعنی اینا

از بس لووووووووووووووسن و از خود راضی به زور کنترل میکنم یه تو سری نزنم
دهن که دهن نی عین اسب ابی باز میشه عررررررررررررررررر زدن

ای بابا سر صیحی چه چیزا یاد من اوردی توام
:)))


علیپارسای من که گله جیگرم
(ایکونه خود لوس کنیه عوق الود!)

:))) چه دل پری داریا :-D 

واقعا میترسم از همون دهن اسب آبی مانندشون وگرنه همچین میزدمش که دستور دادن یادش بره بچه پررو:-\ 


علیپارسای شما که بعلهههه :-\  (ا ز همین الان داره لوسش‌میکنه :-\ )

اون کتلت رو خوب اومدی :)

:-D 

یاد نداشت....
خراسانی هستید شما؟:))

:))) عه فقط خراسانیا میگن مگه؟؟؟

بله :-) 

برادر جان منم این جوری شده کمی
:|

کمش باز بهتره:-D 

چجوری بچه تربیت میکنن! :|
پس فردا همین بچه ها میشن مایه عذاب شون :/

همین الانشم مایه عذابشونه هر دفعه گریه میکنن ازش شکایت میکنن

سلام
بهترین راه برخورد با این بچه ها میدونین چیه؟

با لبخند زل بزنی تو چشاش

تا نیشش باز شد جوری بخوابونی تو گوشش که فاز از کله اش بپره


البته دور از چشم مامانش!!!

بعشم تاکید کنی که اگه به کسی بگی شب دزده میاد میدزدتت!


+
البته عواقبش به عهده خودتونه دیگه!

بعضا دیده شده یه فوشایی دادن که تا دوروز باید تو اینترنت دنبال معنیش باشه آدم!! :)

آخ بعضی وقتا همچین دلم میخواد این کارو بکنم:)) حتی فکرشم برام شیرینه:)))


+ :))) در میرم پس

جواب مادرش چی میخواید بدید؟:))

مادرش اظهار خوشحالی کرد و همچنین استقبال کرد از کارم:-D 

گفت هر دفعه بهش بگو کاراشو خودش بکنه ماکه حریفش نمیشیم:))

به حساب خودشون محبت میکنن
غافل از اینکه خیانتیه در حق بچه 

واقعا خیانته ....

آینده شون که یمونه... به نظر من این بچه ها همین الانش هم اونجوری که باید از داشته هاشون لذت هم نمی برن.
چون نه سختی کشیدن برای به دست آوردنشون نه انتظار.
همین که تو سیسمونی بچه همه چی هست هم یه فرهنگ خیلی بده که باید باهاش مبارزه بشه.

آره والا همیشه درحال غر زدنه هیچ‌وقت راضی نیست:-\ 

منم از این بچه ها بودم و تا تونستم از پس خودم بر بیام گیسام سفید شد ://

هوم سخته خو

بعدن که وارد جامعه میشن ادمای اطراف شون بیشتر از خوشون زجر میکشن‌!:\

همه زجر میکشن بابااا هم خودشون هم اطرافیانشون

خخخخ یه روز این پسرهمساده اومده خونتونا!!
ببین بچه رو چقده به کار گرفدی:)))
خوو پسرا همشون یجورایی شلخته ان

یه رووووز بابا این هر روز خونمون پلاسه از صبح تا شب دیگه شده بچه سوم خونه:)))


واقعا اینا رو باید دور از چشم مامان باباشون زد تا بفهمن دنیا غیر از سرویس دهی کارای دیگه هم میکنه :/

آخ دلم میخواد بزنمش:))))

بفرستش وردست کیان جوجه سه ساله آبجی من باشه یه مدت:)) همش دستمال دستشه اینجا اونجا دستمال می کشه!

ای جان به این میگن بچه ی خوب:)))

ما که نصف چیزا رو بهش میگیم نه بازم یه عالمه توقع داره و کلی دستور تو حرفاش هست!!
ولی خداییش تربیت خیلی کار سختیه. هر کاری می کنی بازم میگی نکنه اشتباه باشه

والا چی بگم ولی خواهر منم با اینکه همسن پسر همسایه س ولی خیلی کم توقع تره

چون برای چیزایی که داره یا تلاش کرده یا صبر فقط بعضصی چیزارو براش بدون حرف خریدیم میفهمه چی الان باید حتما داشته  باشه چیو بعدا

ولی آره واقعا کار مشکلیه نمیشه قطعی گفت کارم درمورد تربیت بچه درسته هر بچه ای یک خلقو خویی داره

اون تا هفت سالگی یک تربیت کامله ک مردم ما فقط(تا 7 سالگی پادشاهی کنه)رو ازش فهمیدن
اینکه هر چی خاست رو تهیه کنن خوبه عقده نمیشه ولی اینکه چجوری تهیه کنن مهمه.
تو خاستن باید انتظار کشیدنو یادش بدن یا از پس انداز خودش بخره ک مفهوم پس اندازو متوجه بشه یا در اثر تشویق واسه کار درست ک مسئولیت پذیر میشه.
چه کامنت پرباری ^___^

دقیقا باهات موافقم:-) 

موافقم.
+ مادر و پدرا بعضیاشون فک میکنن اینطوری بهتره اما به فکر آیندش نیستن
+معلماشون کِ.... خدا حفظشون کنه...

+ دقیقا اصلا فکر نمیکنن پس فردا بچه باید زجر بکشه تو جامع

+ خدایی خدا حفظشون کنه تحمل دارناا

ننه جان... تو یه زن نمونه‌ای :))) 
بچه‌هایی که کنارم زندگی می‌کنن بچه‌های خودساخته‌این 
من از پس مجبور کردتشون برنمیومدم‌:)))

:)))

اینم حافظش اندازه جلبکه الان یادش رفته هرچی بهش یاد دادمو:-\ :))

این نوع تربیت که بچه هر چی خواست براش فراهم بشه خیلی خوبه اما فقط تا هفت سالگی! 

ولی بنظر من نباید همه ی اونایی که میخوادو براش تهیه کرد چون بعد همون هفت سالگی نمیشه کنترل کرد خواسته هاشو دردسر میشه

بچه باید گاهی باهاش مخالفت بشه که به همون چیزایی که داره راضی باشه

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
وقتی زندگی صد دلیل برای گریه کردن به شما نشان می دهد،
شما هزار دلیل برای خندیدن به آن نشان دهید.

+همه که شاعر و اهل ادب نیستند...
یکی هم ممکنه یک روزانه نویس ساده باشه همچون اینجانب
پیوند های روزانه
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان