دغدغه های خانم مشوش

منبع انرژی مثبت جهان باش! دنیا نیارزد به آنکه پریشان کنی دلی را...

خدا نصیب گرگ بیایون نکنه

امشب همراه خانواده ی محترم رفتیم به یکی از هتل های معروف

برای شام پیتزا سفارش داده بودن 

عاقا از همون طبقه پایین تا در اسانسور بیست تا یک جا تعظیم کردن

باز از آسانسور تا میز سی تای دیگه

دیگه حس رییس جمهوری داشت بهم دست میداد آخرا

بنده هم دیدم خیلی پرستیژشون بالاس خودمان را سیخ گرفته بودیم

همش به افق نگاه میکردیم

از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون دهنمم بسته بودم فقط کله تکون میدادم یک وقت سوتی موتی ندم 😐

یک نیم ساعتی گذشت غذا نیاوردن منم از بس کله تکون داده بودم پیچو مهره های گردنم شل شده بود خودمم داشتم خفه میشدم آخه یکی نیست بگه اینم جاییه که میارین مارو نمیشه حرف زد دو کلمه همش سکوت همش صدای موسیقی

عاقا شامو آوردن گذاشتن جلوم منم انگار به خر تیتاب بدن ذوق مرگ شروع کردم به خوردن

دهنمو باز کردم بخورم دیدم گارسونا همگی کبود دارن گوشه ی سقفو نگاه میکنن

برگشتم تندی نگاه خودم کردم دیدم بهله تو دستم قاشق سوپ‌خوریه

یک دستمم که چاقو بوده موقع بریدن با قاشق گرفتم پیتزارو عوض چنگال

خوب یکی نیست بگه چرا میرین برعکس میزارین شاید یکی مثله منه بدبخ چپ دست باشه😐😐 

شام تموم که شد همه از آسانسور رفتن منم هوس کردم یکم فضولی کنم گفتم با پله ها میام پایین

عاقا منم دیدم هیچکی نیست انواع جفتک پرونی ها از مدرنو غیر مدرنو انجام دادیم

خدایی شیک بود خو

از پله آخر که داشتم میومدم پایین دیدم فقط‌مونده تو سوراخای دماغمونو 

دوربین بزارن لامصبا همه جاشون دوربین داشت

بعد یادم اومد طبقه دوم جای بیلیاردش شیشه ای بود خودمو از نرده ها آویزون کرده بودم نگاشون میکردم تا پشتشونو میکردن شکلک درمیاوردم آخه یاد نداشتن ادا یاد دارارو درمیاوردن بی خاصیتا 😐😐😐

هیچی دیگه روسریمو شکل داعشیا بستم تندی پریدم بیرون نتونن شناساییم کنن

۱۳ موافق ۰ مخالف
منم چپ دستم المی 
؛)))))

پتانسیل این کارایی که انجام میدی رو دارم ، اما احساس پیری میکنم ، این کنکور با ما بد تا کرد المی
با سلام
از سایتتون بازدید کردم مطالب مفیدی دارید درصورت تمایل تبادل لینک یا لوگو میکنیم؟
ای دی تلگرام :  tejiran@

ناموسا دو مورد از اون مفیدارو نام ببر خودم برم بخونم ببینم چی‌نوشتم

خخخخخ عجب سوتی هایی
هر موقع ادم میخواد یکم انسان وار رفتار کنه عمرا اگه بتونه
 من خودم اینطوریم :/

نوش جان ^_^

""

از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون دهنمم بسته بودم فقط کله تکون میدادم یک وقت سوتی موتی ندم 😐

""

احسنتتتتتتت شما به خودشناسی رسیدی:-D
نمیری دختر😂
المیرا تو واقعا اینطوری هستی یا داری غلو میکنی؟؟؟!!! :)))
از دست تو :))))
میدونی... کاریش نمیشه کرد... تو بدون سوتی که المی نیستی!!! ^____^
خخخخخخخخخخ

از شما بعید است خواهر المی :دی

خخخ ، بسی خنده نمودیم
اصلا در حق چپ دست ها ظلمی رفته که به هیچ بنی بشری در طی قرون نرفته :(
نگران دوربین ها هم نباش ، تا اتفاق خاصی نیفته کسی سراغ فیلمشون نمیره ؛ تا یک هفته اگه خوش شانس باشی و اتفاقی نیفته ، فیلمه پاک میشه :))))
المی جان نشستن انواع جنگولک بازیاتو تو دوربین دیدن😂😂😂😂

آدرس بده من برم ببینم تو رو شناختن یا نه!😆
بی خیال بابا توجه نمیکنن ک. 
اگرم خیلی توجه کنن ینی ک عادت دارن به این چیزا :))
آخ آخ بازم سری داستان های سوتی المی ... ;))

+چپ دست درسته البته! D:

همه داغونا :)))) :*
المییییی :)))))
دختر به بار خودتو کنترل کن سوتی نده خب :|| 
اصن میتونی؟  :))))
شکلک درآوردنت عااالیییی بود :)))))
به همین خیال باش که شناسایی نشدی :| 

همین تو از بس منو چش زدی اینجوری شدم وگرنه من باکلاستر از این حرفام😐:///


فعلا که کسی با انگشت نشونم نداده بخنده خداروشکر چشات دراد:))

:دی خیلی باحالی بابا

دیگه کاریه که از دستم برمیاد:))

:))))))) میزونی ننه؟
ردیف شدی؟ کامنت بذاریم؟

نه ننه داغونوووم لهه له😂:)))

:))

من نمیخندم:))) چون ممکنه واسه:)))) خودمم :))) پیش بیاد:)))

نع نع برو اسفند چیزی دود کن همین الانشم داغم هنوز 

والا به گارسوناش میخورد دکتر مهندس باشن حتی بعد من...😒
:)))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
وقتی زندگی صد دلیل برای گریه کردن به شما نشان می دهد،
شما هزار دلیل برای خندیدن به آن نشان دهید.

+همه که شاعر و اهل ادب نیستند...
یکی هم ممکنه یک روزانه نویس ساده باشه همچون اینجانب
پیوند های روزانه
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان