دغدغه های خانم مشوش

منبع انرژی مثبت جهان باش! دنیا نیارزد به آنکه پریشان کنی دلی را...

خرید کتاب

شرمنده بابت حذف پست ها:دی

والا بدلایلی باس حذف میشدن ازین پس سعی میکنم بهتر پست بزارم

که مجبور به حذف نشم:دی

...

چند روز پیش با افی رفته بودم کتاب بگیره

بماند ک مثلا هیچ نیاز نداشتم ولی با سه کیسه پر کتاب از مغازه بیرون اومدم

قسمت کتابای زبانش چشمم افتاد به کتاب داستاناش

همیشه از رمانا و کتابای خارجی خوشم میومد

با چشایی که ازشون قلب میبارید رفتم سمتشون

میتونم بگم 3 ساعتی که تو کتاب فروشی بودیم

2 ساعتش فقط من داشتم تو اون قسمت باله مرقصیدمو کتاب انتخاب میکردم

فقط بدی بعضی از کتاباشون اینه ک سوال داره ینی چی اخه:/

انگار بهمون شک دارن خوندیم یا نه:/

برم پول بدم بعد نخونم کتابو:/

حالا یا ترسناک بود یا بکش بکش یا سوال جوابی:/

به زحمت 4 کتاب انتخاب کردیم...هر کدوممون دوتا دقت کنین که قرار بود رمان پلیسی جنایی باشه

یا حتی کمدی یا درامی چیزی ابدا ترسناک نباشه

موقع حساب کتاب ها هم که چون بنده قرار نبود چیزی بخرم

یه 80 هزار تومن پول خیلی خرد داشتم(همون هزاریو دوهزاری) مجبور شدم همونارو بدم

که نیم ساعتم داشتم مشمردمشون موقع پول دادن دیدم فروشنده هه خوابش برده

پولو یواش گذاشتم در رفتم

رسیدیم خونه

فکر میکنین چی دیدم:/

اون نوشته ی آبی کمرنگی که زیر اسم نویسنده هست:/

"GHOST"

بله اصلا کتابه درمورد روح خونه ی فلانیه:/

واقعا نمیدونم با چه تفکری و با کدوم چشم اینو برداشتیم!!!!

با اینحال باید بگم کتاب طنزی بود تنها کتاب روح داری بود که خوندم و فقط به روحه خندیدم


از اینا بگذریم کتاب زیری رو هنوز نخوندم چون فقط وقت میکنم موقع خواب یکم بخونم

ولی همان کاب مورد نظر ما دنبال کابی با سطح 5 بودیم که با کلمات جدیدی آشنا بشیم

و زبانمون تقویت بشه

(اونو نمیدونم ولی من تا سطح 4 بیشتر کلاس نتونستم برم دیر شروع کرده بودم زمان کنکورم هم ک گفتن ادامه نده)

و وقتی بنده کتابو با تمام افتخار تمام کردم

و خوشحال از اینکه چقدر زبانم قوی شده ک همچین کتاب دشواری را خواندم آن هم ظرف دوروز

با این صحنه مواجه شدم


فقط میتونم بگم ماشالله به این همه دقت و توجه

من حتما موفق خواهم شد


۱۱ موافق ۰ مخالف
یرگه میبینم که اسم وبلاگتو خوشگل کردی .
دیگه مااینیم دیگه آیکون خود بالا بینی ...
ببخش یره دیر به دیر میام گوشیم یکسره هنگ میکنه اصلا نمیشه باهاش برم تو نت .
الانم با گوشی کاکا اومدم .
شادروان گشتم اومدم وبتو خوندم جیجر...

برو ب ب خودشفته یه اسم خوب گفتی باز جو گیر شدی:))

نویسنده ی خوبی رو انتخاب کردی
I love Oscar Wilde
he is the best
keep reading miss Independent :)
GL
همین دیگه
وقتی میری وسط کتابخونه باله میرقصی همینجوری میشه :)

^__^
خیلی حال میده خو:))

انقدر زبانت خوبه بیا ترجمه های مارو انجام بده!:))
زبان خیلی خوبه، فقط سعی کن وقفه بینش نندازی که یادت میره.

دیگه درون حد ک نیستم:)))
اه وقفه انداختم اصلا یادم رفته خیلی چیزارو:(

خخخخخخخخخخ!!!!
ولی قشنگ ضایع شدیا!!!
قشنگ می تونم تصور کنم که با چه اعتماد بنفسی این کتابه رو خوندی و کلی هم به خودت افتخار کردی که چقدر زبانم خوب شده الان!
D:

دقیقا انگار با ماهیتابه زدن تو صورتم اون شکلی شدم:/

تو میتونی:)))

میدونم:)))

به لطفا خورااااکه دیوانه واره PDF در دوره دبیرستان
مردمک چشمم ضعیف شده
و دیگه به زور یه کتابو تا اخر بخونم
:/


شادزی

اخ تو تابستون همش پی دی اف میگرفتم میخوندم تا صبح اصن بعضی وقتا 48 ساعت بیدار بودم نمیخوابیدم:)))

ما میرفتیم که کتاب واسه کنکورمون یا همینطوری کتاب بخریم, اخر سر از قسمت اسباب بازیِ بچه های خردسال سر در میاوردیم :))

شما دیگه اخرش بودین:)))

وااااااااااااای من باید به زبانم یه سر وسامونی بدم :|

+ :))) برا عکس آخری:))))

منم باید برم باز شروع کنم
:))

همیشه یه سری لغت هست که آدم نمیدونه. ربطی هم به سطح زبان نداره. ناراحت نباش :)

اره اینم چندتایی لغت جدید داشت ولی خیلی خورد تو ذوقم:دی

سلام
منم خیلی کتاب خریدنو دوست دارم،البته میخونم ها..خصوصا قبل خواب..
بامن از زبان و ریاضی هیچ وقت حرف نزنید..
):

سلام:)
آره قبل خواب خیلی خوبه با ارامش میگیری میخوابی شده من خوابم برده صبح بیدار شدم دیدم کابه تو دستم بازه هنوز:دی

عه زبان که خوبه:))

منم این شکلیم وقتی برم کتابخونه بعد چند ساعت با بی نهایت عدد:| کتاب میام بیرون!

خیلی خوبه اصن لامصب:))

من کتاب هایی گرفتم که تا الان نخوندم باید بخونم

من اونقد ذوق دارم بعد خرید که تا دو هفته بعدش کتابا خونده میشه همشون:دی

سوالا برا اینه که بفهمی منظور کلی کتابو فمیدی یا نه :))))

عه برا اونه!!:)))
خب میفهمیمدیگه سوال نمیخواد:)))

من از این کتابچه های رمان خارجی خیییییییییییییلی مقداری ازشون خوندم، مقداری نصفه، مقداری نخونده! خلاصه همه مدلی داریم!!:))

منم وقتی میریم کتابفروشی اگه حواسم نباشه پول کرایه ماشین هم برام نمیمونه و با اوووووون همه کتاب باید پیاده برگردم!!!

رمان خارجی دوس دارم خیلیی:))

اخ اخ درکت میکنم یکی دوبار دچار شدم:)))

من چند روز پیش رفتم تو کتاب فروشی بعد یه مدتی دیدم مامانم نیس....
اومدم بیرون دیدم با حالت درمونده ای یه گوشه وایساده :)))
گفت من یه عالم وقته اومدم بیرون.......

اصن وقتی می ری تو کتاب فروشی زمان گم می شه :)

اخی:)))
نه من مامانمم مثه خودمه والا بعض وقتا من خسته میشم هنوز مامان داره دور کتابفروشی میچرخه:))

اخ اره:)

کوفتت بشه :|

به جلدش نمیاد راجب روح باشه
:))

بوسووووز^__^

همون عکس روح ست دقت کنی محوه کمی پشتش دیده میشه:)))
میبینی چه روحای خوش تیپی دارن خارجیا:/
بعد اینجا ادم وحشت میکنه:))

اینجا چی شده
من کجا ام
تو کی هستی
این کیه
کتاب
هیچوقت توی کتابخونه بیشتر از یک ربع نبوده ام :| همیشه میدونم میخوام چی بخرم :))

:)))
والا این اعضای خانواده ک هر کدوم یه نظر میده رو اسم وب همین میشه دیگه:دی
دیگه عوض نمشه قول نمیدوما ولی سعی میکنم:)))ثبات شخصیتی ندارم خو:دی

نه من نمیتونم از کتابای داخل کتاب فروشی دل بکنم>.<
کمتر از 1 ساعت اصلا منو نمیگیره:))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
وقتی زندگی صد دلیل برای گریه کردن به شما نشان می دهد،
شما هزار دلیل برای خندیدن به آن نشان دهید.

+همه که شاعر و اهل ادب نیستند...
یکی هم ممکنه یک روزانه نویس ساده باشه همچون اینجانب
پیوند های روزانه
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان