دغدغه های خانم مشوش

منبع انرژی مثبت جهان باش! دنیا نیارزد به آنکه پریشان کنی دلی را...

همه را به سکته دادندی

خواهر جانمان چون شب ها یاد لولو میوفتند با اون قد درازشان

بنده باید پشت در دسشویی ایستاده و مراقب باشم که یک وقتی لولو نیاد بخورتشون

امشب ساعت 2 یادش اومده که مسواک نزده

کورمال کورمال رفتیم دسشویی درو پهن باز گذاشته بود داشت مسواک میزد

این آینه دسشویی مونم از این کشویی هاس اونو کشیده بود منم تکیه داده بودم به دیوار

سرم تو گوشی بود 

عاقا سرمو بالا آوردم آینه رو دیدم عربده کشان گفتم یااباااااالفضللللللل روووووووووح

نیم سکته ای زدم

که چشممان به خواهر جان افتاد در حال پس افتادن

والدین گرامی هم که صدای گرومب گرومب افتادنشون از تخت میومد

برگشتم ببینم روحه هنوز هست یا نه

که دوباره دیدمش یک جیغ دیگر کشیدیم

ولی بعد که جرات به خرج دادیم و بیشتر نگاه کردیم خودمان را در آینه مشاهده نمودیم

با موهایی که جهات جغرافیای را دوباره نشان میدادند و صورتی که به لطف نور گوشی به رنگ سفید مایل به روح درامده بود

خلاصه زدیم زیرخنده که والدین و همچنین خواهرجان مارا پوستر کردند بر دیوار

الانم منو با کاردک جمع کردن وگرنه هنوز چسبیده بودم همونجا :-\  

۲۲ موافق ۰ مخالف
من یه دوستی داشتم
این بنده خدا نامزد داشت
بعد با نامزدشر رفتن مسافرت و برگشتن
وقتی برگشت اومد دیدیم این یه تبخال وحشتناکی زده
گفتیم چی شده چرا این شکلی شدی این تبخاله رو کی زدی
گفت من تو اتوبوس خوابیدم بعد خانمم که اومد بیدارم کنه صورتش رو اورد نزدیک گفت محمد محمد پاشو رسیدیم
من تا چشممو باز کردم این رو از نزدیک دیدم تبخال زدم :-))))

یعنی خواستم بگم عادیه
کلا خانوما رو بعد از بیدار شدن از خواب ببینی وحشت میکنی :-D
من برم یه چهارجا دیکه هم پرچم پسرا رو بببرم بالا

:-D

بنده بیدار بودم قبلش البته پسرا هم دست کمی ندارن شبیه این زنبور زده ها میشن از بس پف میکنن 

من اگه میدیدم در میرفتم دیگه نمیشد دوباره برگردم نگاه کنم اصلا:)))

:)) نه من مثلا خودمو شجاعم گرفته بودم:))

اسم وبلاگ جذبمان کرد ! 
به لینکهایمان اضافه میشوید ! 

:-) 

ای جانم ^_^

^__^

:) پیشنهادی ندارم که قیافون هنگام خواب بهم نریزه...گمونم همه بعد از بیدار شدن از خواب ژولیدن. اما باید فکری بحال خواهرتون بکنین تا ترسش بریزه بنظرم.

والا هرکار کردیم بازم ترسش نریخته:-\ 

سلام میخوام گروه موسیقی راه بندازم عشششششششششششششششق کنیم باهم. هرکی دوست داره بیاد، بره به وبلاگم اونجا همه چیو گفتم :))))9
وبلاگم: zimelo.blog.ir

 دقیقا از اینجا با چیتون میخواین گروه موسیقی راه بندازین با ماها؟؟؟:-\ 

خسته نباشی قهرمان!!!! خدا قوت پهلوان!!!! :/

اون پرچم ایرانو بده ی دور بچرخونم:-D 

تا تو بازی ملتو سکته ندی حقت بوده پوستر شی هخخ

تقصیر من نبود که تقصیر آینه بود:-D 

خخخخخ

باحال بود

:-) 

خعلی باحالی:))))))) کلی خندیدم

قربان شوماا:)))

من که کلن سعی میکنم به آینه نگاه نکنم ((:
خیلی وحشتناکم کلن ((:

:)))

نه عزیزم همه خوشگلن کسی وحشتناک نیس که

اولن تو خیلى حوصله دارى به حرف خواهرت گوش میدى میرى براش وایمیسم بعد تازه مامان بابا کارشون عالى بود من که اگه یکى بیدارم کنى برا اینکار یه چاقو ور میدارم با أسلحه و سرد طورانه میکشمش😂😂😂😂😂:)))

چکارش کنم گوش ندم دندوناش داغون میشن

:))) یا خود خدا یاذم باشه قبل لین کارا با بقیه هماهنگ کنم:-D 

همین روزاست که بابت هردوتاتونو بزاره پشت در
خلاص
خرسای گنده
والا!

فکر کنم واقعا بندازتمون تو کوچه بره دوتا بچه دیگه از پرورشگاه بیازه:-D 

خخخخخخخخخخخخخخخخخخ

:-) 

سفید مایل به روح !=)) 


:))) بخدا یکم به محوی میزدم تو آینه:-D 

خداییش کتک میخواستی :دی

یکم تنم میخارید فقط:-D 

دختر اون موقع شب چرا باید بیدار باشع؟:/ 
تو و خواهرتو با هم باید برچسب میکردن؛)

بله نه پس فقط بقیه باید بیدار باشن:-D 

!!!!!!!رووووووووووووووووووووح:دی
منم تجربه اش رو دارم:)))))))))))))

:))))

مرسی که حداقل درک میکنی چی کشیدم:)))

جا داشت بزنن کتلتتون کنن همونجا :||

کم از کتلت نداشتیم والا:-\ 

خدا ناموسا این عشقو شفا نده بذار بخندیم D: 
نصف شبی جر خوردم از خنده وااای 😂
یعنی تو بیشتر از همه من و شاد میکنی تو بلاگ 😂

:))))

قربون شوماااااا:)))):-* 

واقعاً پتاسنیل ضربات محکم تری رو داری المی :)))

الان که خوب فکر میکنم میبینم واقعا داشتم:))

من بودم جوری میزدم که با کاردکم جمع نمیشدی -___- 

اوخداااا جیمی برگشته

جیگرتووو :-D :))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
وقتی زندگی صد دلیل برای گریه کردن به شما نشان می دهد،
شما هزار دلیل برای خندیدن به آن نشان دهید.

+همه که شاعر و اهل ادب نیستند...
یکی هم ممکنه یک روزانه نویس ساده باشه همچون اینجانب
پیوند های روزانه
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان